سيد محمد دامادى

515

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

بيرون مكه ، قبر منسوب به او را ديده بوده است . تصريح به نام ابو لهب در قرآن كريم و ذمّ شديد او ، بعدها گاه موجب برخى نزاعها و اظهار نظرها شد پسران ابو لهب ، بعدها در فتح مكّه مسلمان شدند و در پيكارهاى طائف و حنين شركت كردند و نسل او از طريق پسرانش ادامه يافت . [ دايرة المعارف اسلامى ] ادريس در قرآن كريم دربارهء ادريس آمده است كه « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ ، إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا » . ( سورهء مريم آيه 56 و 57 ) [ و ياد كن در كتاب ادريس را كه او راستگو و پيغمبر بود و مقام او را بلند و مرتبه‌اش را رفيع گردانيديم ] و مقام عالى از اين جهت يافت كه پيش از مرگ طبيعى بهشتى شد . تبيين اين مقال آنكه ادريس از انبياء بنى اسراييل بود و مورخّين آورده‌اند كه هنگام موت آدم ابو البشر صد سال و يا بقولى سيصد و شصت سال داشت و بعد از فوت ابو البشر به دويست سال مبعوث گشت و سى صحيفه به او نازل شد كه شامل اسرار آسمانها و علوم عجيب و فنون غريب و امثال آن بود و هفتاد و دو نوع لغت به مردم آموخت و صد شهر بنا كرد . سرانجام از عزراييل كه دوست قديمش بود درخواست كرد تا روحش بستاند . ملك الموت تلخى مرگ را به او چشانيد و باز روحش را به بدن در آورد . ادريس بار ديگر از او درخواست تا ويرا بر احوال دوزخ و دوزخيان آگاه سازد . عزراييل خواهش او را بر آورد و بعد از آنكه دوزخ را خوب گردش كرد ، بيرون آمد از او خواست تا بهشت را رؤيت كند . عزراييل به إذن خدا او را بر پر خود نشاند و به بهشت برد و ادريس آنچه تماشايى بود از آنجا بديد و چون عزراييل گفت وقت بيرون است او ابا كرد و هر چه عزراييل اصرار كرد بجايى نرسيد و خود را به يكى از درختان بهشت آويزان كرد و به اصرار و مبالغه حضرت عزراييل وقعى نگذاشت . در خلال اين قيل و قال خداى تعالى فرشته‌يى براى محاكمه حال او فرستاد ادريس گفت « بموجب كلمهء كلّ نفس ذائقة الموت من شربت مرگ چشيده‌ام و به حكم ان منكم الا واردها بر دوزخ گذشته‌ام و بمقتضاى آيت و ما هم منها بمخرجين كه دربارهء بهشتيان واقع است از اينجا بيرون نمىروم » . آنگاه نداى الهى در رسيد كه مزاحم ادريس نشويد . ( حبيب السير ج 1 ص 25 ) حمد اللّه مستوفى آورده